آشتیاکو پورکریم، رهبر جنبش استقلال طلبان کوردستان:
در روزهایی که مردمان ملل غیرفارس، تحت اشغال ایران زیر یوغ سرکوب و فقر جمهوری اسلامی در حال انفجارند، جریانی با ماسک «نجات ملی» و شعار «وحدت اپوزیسیون» در شهر مونیخ گردهم آمد تا بار دیگر پروژهای پوسیده، مرکزگرا و استعماری را در قالبی نو به ملتهای تحت اشغال در جغرافیای سیاسی موسوم بە ایران تحمیل کند. کنفرانس «همکاری ملی برای نجات ایران»، در واقع چیزی نبود جز صحنهای دیگر از نمایش قدیمی تمامیتخواهی فارسمحور؛ با بازیگرانی چون رضا پهلوی، برخی چهرههای خودخوانده، و متأسفانه تعدادی عناصر خودفروخته از میان ملت کورد و دیگر ملل غیرفارس و خاک اشغال شدە.
آنچه در این مقطع حساس تاریخی باید با صدایی رسا اعلام شود این است: ملت کورد نه فریب میخورد، نه فراموش میکند، نه میبخشد. اشغالگر، اشغالگر است؛ خواه عمامه داشته باشد، خواه تاج، خواه کراوات. تفاوتی میان جمهوری اسلامی، سلطنت پهلوی، مجاهدین خلق یا اصلاحطلبان وجود ندارد. همگی ادامهدهندهی یک پروژهاند: انکار ملتها و تداوم اشغال کوردستان، الاحواز، بلوچستان، کاسپین و … .
رضا پهلوی، نه یک دموکراسیخواه ، بلکه پسر همان محمدرضا شاە و خاندانی است که لورستان را بمباران کردند، رهبران کورد را ترور و اعدام کردند، ملل غیرفارس را سرکوب کردند، زبان و هویت غیرفارسی را ممنوع ساختند و دههها ساختار تبعیض و استثمار را نهادینه نمودند. امروز، او با شعار «دموکراسی»، اما بدون حتی یکبار عذرخواهی رسمی از جنایات سلطنت، قصد دارد بعد از جمهوری اسلامی، همان نقشهی اشغالگری را تداوم ببخشد. « تفاوتی میان مجتبی خامنەای پسر علی با رضا پهلوی پسر محمدرضا وجود ندارد »
او “رضا پهلوی” از «تمامیت ارضی ایران» و «وحدت ملی» میگوید؛ عباراتی که برای ملت کورد تنها یک معنا دارد: ادامه استعمار و اشغالگری، این بار با لباسی تازه، کراواتی و چهرهای بزکشده.
در این نمایش، چند کورد نیز حضور داشتند؛ افرادی خودفروختە که با افتخار از «پرچم شیر و خورشید»، «ایران یکپارچه»، و «فداکاری برای خاک ایران» سخن گفتند. اینان نه نمایندهی ملت کورد، بلکه نمایندهی وجدانهای فروختهشدهای هستند که در بزنگاههای تاریخی، همواره در صف دشمن ایستادهاند، نمایندەگان ملت کورد همانهایی هستند کە دیروز در مراسم خاکسپاری شهید حمید مرادی فریاد میزدند”اشغالگر ایرانی تو قاتل فرزندان مایی”
«حضور عناصر خودفروختهی کورد در این کنفرانس، خیانتی آشکار به آرمانهای ملت کورد و استقلالطلبی ست و نمونهای از پروژەی جاش پروریست از نوع جاش ایرانی “جاش ج.اسلامی، جاش پهلوی، جاش مجاهد”. »
در سال ۱۳۵۷، کوردها به امید آزادی و عدالت، دوشادوش دیگر ملل به میدان آمدند. اما کمتر از چند ماه پس از سقوط سلطنت، فتوای جهاد خمینی علیه ملت کورد صادر شد و دهها شهر کوردستان بمباران، اشغال و قتلعام شد.
امروز نیز اگر هشیار نباشیم و فریب واژههای زیبا و اتحادهای توخالی را بخوریم، چیزی بیش از آنچه در انقلاب ۵۷ بر سرمان آمد در انتظارمان است. پروژهی جدیدی در حال شکلگیری است تا ملت کورد را بار دیگر قربانی «انتقال قدرت» در مرکز ایران جعلی و ساختگی کند.
اکنون زمان آن فرا رسیده که تمامی احزاب و جریانات سیاسی کوردستان – با وجود اختلافات – حول یک پلاتفرم ملی کوردستانی گرد هم آیند. اتحاد سیاسی ملت کورد نهتنها برای دفاع از موجودیت تاریخی و سرزمینیمان ضروری است، بلکه برای جلوگیری از بازسازی ساختارهای اشغالگری به اسم «گذار» یا «نجات» ایران حیاتی است.
این اتحاد باید بر سه اصل استوار باشد:
- حق تعیین سرنوشت ملت کورد
- رد قاطع هرگونه طرح مبتنی بر تمامیت ارضی ایران جعلی
- مبارزه با تمام اشکال اشغالگری، خواه در لباس شاه، خواه در لباس شیخ
شرایط کنونی ایجاب میکند که همه احزاب و نیروهای سیاسی کورد، حول یک پلاتفرم ملی کوردستانی متحد شوند و راه خود را قاطعانه از پروژههای اشغالگرانهی ایرانی جدا کنند.
کنفرانسهایی مانند مونیخ، نه گامی در راه دموکراسی، بلکه بازسازی یک پروژه شوونیستی پان فارسیزم است. ملت کورد باید بیش از هر زمان دیگر هوشیار باشد، صف خود را جدا کند، و از شرکت در هر ائتلافی که موجودیت ملی و سرزمینیمان را نادیده میگیرد خودداری کند.
ما نە برای آزادی ایران، بلکه برای استقلال کوردستان میجنگیم.
نه پهلوی، نه جمهوری اسلامی، نە مجاهدین خلق،نه هیچ نظام مرکزی دیگر، حق تصمیمگیری برای آینده کوردستان را ندارد.
تنها ملت کورد، صاحب حق حاکمیت بر سرزمین خود است.





























هوش مصنوعی کوردناسیون


