جنجال بر سر یک خبر منسوب به رهبر یارسان؛ دست‌نوشته منتسب به «سید نصرالدین حیدری» ادعای حمایت از فراخوان رضا پهلوی را رد کرد

در روزهای اخیر، تصویری همراه با متنی در برخی رسانه‌ها و کانال‌های نزدیک به جریان سلطنت‌طلب ـ از جمله «کیهان لندن» و شماری از صفحات وابسته یا همسو ـ دست‌به‌دست شد که مدعی بود «رهبر پیروان آیین یارسان (اهل حق)» از فراخوان رضا پهلوی حمایت کرده است. این ادعا با واکنش‌های گسترده و تکذیب صریح روبه‌رو شد و هم‌زمان، انتشار یک دست‌نوشته منتسب به سید «نصرالدین حیدری» نیز به بحث‌ها و ابهامات دامن زد.

بر اساس روایت خبر اولیه، ادعا شده بود سید نصرالدین حیدری در تاریخ ۱۶ دی‌ماه ۱۴۰۴ (۰۶ ژانویه ۲۰۲۶) و از طریق صفحه اینستاگرام خود، ضمن قدردانی از مواضع رضا پهلوی در زمینه «همبستگی ملی»، از فراخوان او برای «سر دادن شعار توسط مردم در پنجشنبه و جمعه ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه ۱۴۰۴، رأس ساعت ۲۰ در خیابان‌ها یا از منازل» حمایت کرده است. در همان متن، عباراتی مانند «پرهیز از خشونت»، «احترام به تنوع دیدگاه‌ها» و «تمرکز بر منافع ایران» نیز برجسته شده بود.

با این حال، بنا بر مستندات و واکنش‌های منتشرشده، این نسبت‌دهی از سوی منتقدان با قاطعیت «دروغ و جعلی» توصیف شده و ساخته‌وپرداخته‌ی اتاق‌های تبلیغاتی منتسب به جریان پهلوی دانسته شده است. منتقدان تأکید می‌کنند طرح چنین ادعایی با عنوان کلی «رهبر یارسان» بدون ارائه سند معتبر و قابل راستی‌آزمایی، بدون منبع رسمی و بدون تأیید نهادهای شناخته‌شده در جامعه یارسانی، مصداق روشن «جعل خبر» و «سوءاستفاده از باورهای دینی و هویتی» به‌ویژه علیه جامعه یارسانی و ملت کورد است.

در همین چارچوب، دست‌نوشته‌ای منتسب به سید نصرالدین حیدری منتشر شد که در آن، این ادعای سلطنت‌طلبان «دروغ محض» خوانده شده و هرگونه نسبت دادن چنین موضع‌گیری سیاسی به نام او رد شده است. انتشار این دست‌نوشته باعث شد روایت اولیه بیش از پیش زیر سؤال برود و پرسش‌ها درباره منشأ تولید خبر، نحوه بازنشر و انگیزه‌های پشت‌پرده آن دوباره برجسته شود.

در واکنش‌های منتشرشده همچنین تصریح شده است که آیین یارسان و جامعه یارسانی «ملک شخصی» هیچ جریان سیاسی یا پروژه قدرت‌طلبانه‌ای نیست. از نگاه منتقدان، استفاده ابزاری از باورهای مذهبی و نسبت دادن مواضع ساختگی به رهبران یا چهره‌های دینی، رفتاری غیراخلاقی و محکوم است؛ و هر رسانه یا فردی که چنین ادعاهایی را بدون منبع رسمی و قابل راستی‌آزمایی بازنشر کند، عملاً در «فریب افکار عمومی» شریک خواهد بود و مسئولیت سیاسی و اخلاقی آن متوجه خود اوست.

هم‌زمان، منتقدان این ماجرا را بخشی از یک الگوی نگران‌کننده‌تر می‌دانند: به باور آنان، «فرقه پهلوی» حتی از اکنون که هنوز قدرت سیاسی را در دست نگرفته، می‌کوشد با جعل، فضاسازی و فریبکاری، افکار عمومی را به سمت خود سوق دهد؛ و در بسیاری موارد نیز هنگامی که با نقد و پرسشگری مواجه می‌شود، به جای پاسخگویی شفاف، منتقدان را با ادبیات تهدیدآمیز می‌نوازد؛ تا جایی که گزارش‌هایی از تهدید به «حذف فیزیکی» مخالفان و منتقدان در فضای مجازی و رسانه‌ای مطرح شده است. بر همین اساس، این هشدار مطرح می‌شود که اگر امروز ـ در موقعیتی که این جریان عملاً «هیچ‌کاره» است ـ چنین رویکردهایی دیده می‌شود، باید نگران پیامدهای احتمالی روزی بود که «پسر دیکتاتور پیشین» یا جریان نزدیک به او بخواهد قدرت را در دست بگیرد؛ وضعیتی که می‌تواند به تشدید سرکوب، حذف صداهای مخالف و مصادره هویت‌های ملی و مذهبی منجر شود.

این ماجرا بار دیگر حساسیت موضوع «مصادره هویت‌های ملی و مذهبی» در رقابت‌های سیاسی و نقش اخبار جعلی در فضای رسانه‌ای را پررنگ کرده است؛ موضوعی که بیش از هر چیز نیازمند دقت حرفه‌ای، ذکر منبع معتبر، احترام به تنوع هویتی، و پرهیز جدی از بازنشر ادعاهای تأییدنشده است—به‌ویژه هنگامی که پای باورهای دینی و کرامت اجتماعی یک جامعه در میان است.

Comments

comments

پاسخی بگذارید