ملت کورد، مردم آزادهٔ جهان، دوستان عدالت و کرامت انسانی،
من، بهعنوان رهبر جنبش استقلالطلبان کوردستان، امروز با قلبی سنگین اما با ارادهای روشن سخن میگویم: روژاوای کوردستان در یکی از حساسترین لحظههای تاریخ معاصر خود ایستاده است؛ لحظهای که برای یک ملتِ بیدولت، معنایش ساده و بیپرده است: وجود یا نابودی؛ تثبیت حق و حاکمیت، یا بازگشت به چرخهٔ انکار و سرکوب.
در روزهای اخیر، گزارشهای متعدد از محاصره و تشدید حملات علیه مناطق کوردستان تحت اشغال سوریە منتشر شده است. گفته میشود آب و برق قطع یا محدود شده، دسترسی اینترنتی مختل/قطع شده و خطر شکلگیری یک بحران انسانی جدی است. کوبانی، شهری که در سال ۲۰۱۴ به نماد شکست داعش و ایستادگی تاریخی بدل شد، اکنون با سیاست «خاموشی و تشنگی» تهدید میشود. همزمان، فضای سیاسی–نظامی در سراسر سوریه وارد مرحلهای پرتنش و شکننده شده است: از آتشبسهایی کوتاهمدت سخن میگویند، از فشار برای «ادغام اجباری»، و از ترتیباتی که ممکن است در ظاهر نامِ ثبات داشته باشد اما در عمل، بازتولید همان منطقِ حذف و تمرکزگرایی باشد.
اما حقیقتی که جهان باید بشنود این است:
آنچه در روژاوا میگذرد صرفاً یک درگیری نظامی نیست؛ این تلاشی سیستماتیک برای شکستن ارادهٔ یک ملت و بازگرداندن کورد به جایگاه «موضوعِ ادارهشونده» است، نه «فاعل سیاسی». محاصرهٔ زندگی، خاموشسازی خدمات حیاتی، هدف گرفتن غیرنظامیان، و تهدیدهای پاکسازی—هر نامی بر آن بگذارند—در ماهیت خود یعنی: سیاستِ حذف.
روژاوا فقط یک جغرافیا نیست؛ سنگر کرامت انسان است. روژاوا در دههٔ گذشته نه یک ادارهٔ اضطراری، بلکه یک واقعیت سیاسی بود: جایی که در دلِ جنگ داخلی سوریە، مردم توانستند شکلهایی از همزیستی اجتماعی، ادارهٔ محلی، و نقشآفرینی زنان را زنده نگه دارند؛ و مهمتر از همه، در سختترین سالها در صف اول مقابله با تروریسم ایستادند. اگر امروز خلافت سرزمینی داعش فروپاشیده، به فداکاری نیروها و مردمی بازمیگردد که در کوبانی و روژاوا و سراسر کوردستان، بهای سنگین پرداختند.
و این فقط «تاریخ گذشته» نیست. پروندهٔ زندانها و کمپهای مرتبط با داعش همچنان از شکنندهترین نقاط امنیت منطقه و حتی اروپا است. هر تضعیف روژاوا، هر خلأ امنیتی، و هر فروپاشی نظم روژاوا میتواند به بازتولید شبکههای ترور فرصت دهد؛ تهدیدی که فقط متوجه کوردها نیست—بلکه دامن همه را میگیرد. بنابراین دفاع از روژاوا فقط دفاع از کوردها نیست؛ دفاع از امنیت جمعی و از اصلِ کرامت انسان است.
من به جهان میگویم:
سکوت در برابر قطع آب و برق، محاصرهٔ شهری، و تهدید غیرنظامیان، بیطرفی نیست؛ همدستی است. روژاوا حق دارد از مردم خود دفاع کند؛ این حق، شعار نیست—اصل بدیهی حفاظت از غیرنظامیان و حق دفاع از زندگی است.
اما در کنار دفاع، باید با صراحت از خطر بزرگتر هم سخن گفت: خطرِ «راهحلهای ظاهراً سیاسی» که با واژههایی چون آتشبس، ادغام، یکپارچگی و تمامیت ارضی مشروع جلوه داده میشوند، اما در عمل به بازسازی همان منطق تاریخیِ اشغال، تمرکزگرایی و انکار حقوق ملتها تبدیل میگردند. تجربهٔ منطقه روشن است: دولتهای مرکزی و قدرتهای اشغالگر، وقتی ضعیف میشوند، امتیاز میدهند؛ اما به محض بازیابی قدرت، همان امتیازها را پس میگیرند و با شعار «حفظ وحدت»، دوباره به حذف بازمیگردند.
از همینجا باید حقیقتی روشن را اعلام کنیم:
خودمختاریِ بدون تضمین، یک وعدهٔ قابل لغو است. اگر حقِ ادارهٔ محلی به قانون الزامآور، نهاد مستقل، بودجهٔ پایدار، سازوکار اجرایی، و ضمانتهای بینالمللیِ قابل سنجش تبدیل نشود، در واقع «بخشش سیاسی» است—و بخشش سیاسی، ذاتاً قابل پسگرفتن است. دولت مرکزی و اشغالگر سوریە معمولاً با منطق دوگانه پیش میرود: از یک سو «ادغام سخت»—گرفتن ستونهای واقعی قدرت (امنیت، منابع، مرزها، اقتصاد و پروندههای کلیدی) و انتقال آنها به مرکز؛ از سوی دیگر «امتیاز نرم»—دادن برخی نمادهای فرهنگی برای خنثیسازی انسجام سیاسی. نتیجهٔ این الگو همیشه یکسان است: ابتدا قدرت واقعی را میگیرند، سپس نمادها را هم بیاثر میکنند.
پس مسئلهٔ امروز فقط دفاع نظامی نیست؛ مسئلهٔ اصلی تثبیت حقوق بهصورت تضمینشده و غیرقابل بازگشت است.
و اکنون، یک حقیقت دیگر را نیز با شجاعت میگویم:
دفاع از روژاوا بدون نقد درونی، به تبلیغ نزدیک میشود و توان اقناع سیاسی را کم میکند. روژاوا فرصتهای کمنظیری داشت؛ اما تبدیل دستاوردهای میدانی به «دولتبودگی واقعی» و «قفلهای نهادی» بهطور کامل و به اندازهٔ ضرورت تاریخی پیش نرفت. انسجام سیاسی، دیپلماسی یکصدا، شفافیت حکمرانی، و مهندسی نهادی باید قویتر، حرفهایتر و غیرقابل شکستنتر شود. این نقد برای سرزنش نیست؛ برای ساختن آینده است—چه در مسیر خودمختاریِ تضمینشده، و چه در مسیر تعیین سرنوشت کامل.
اکنون خطاب من به جوانان و زنان و مردان کورد و کوردستانی در کوردستان و دیاسپورا و اروپا است:
بر پایهٔ فراخوانهایی که از سوی جریانها و نهادهای روژاوا برای بسیج مدنی صادر شده، وظیفهٔ ما روشن است: در چارچوب قوانین کشورهایی که در آن زندگی میکنید، خیابانها را زنده کنید. صدای کوبانی، حسکه، قامشلو، عفرین و تمام روژاوا باشید. تجمع، راهپیمایی، نشستهای عمومی، کمپینهای رسانهای، و فشار سیاسی سازمانیافته—اینها ابزارهای ما هستند.
از شما میخواهم:
روژاوا را از انزوا بیرون بیاورید. هر شهر اروپایی باید یک تریبون برای کوبانی باشد؛ با زبان همان کشور، با پیام روشن: «حمله به کوردها و غیرنظامیان را متوقف کنید. محاصرهٔ خدمات حیاتی را پایان دهید. مسیر سیاسیِ دارای ضمانت را بپذیرید.»
پارلمانها و دولتها را پاسخگو کنید. نمایندگان حوزهٔ خود را ببینید، نامه بدهید، جلسه بگیرید، رسانهها را وارد کنید. اروپا نمیتواند از حقوق بشر سخن بگوید و همزمان در برابر خطر یک فاجعه انسانی سکوت کند.
کمک انسانی فوری را سازمان دهید. کارزارهای شفاف و مسئولانه برای حمایت از خانوادههای آواره، کودکان، مجروحان و زیرساختهای حیاتی؛ آب، دارو، سوخت، و سرپناه. روژاوا نباید به «جنگ از طریق گرسنگی» سپرده شود.
اتحاد درونکوردی را تقویت کنید. امروز روز رقابت حزبی نیست؛ روزِ «نجات ملت کورد» است. اختلافها را کنار بگذارید و بر هدف مشترک تمرکز کنید: حفاظت از جان مردم و تثبیت حقوق سیاسی کوردها، آیندە هر چهار بخش کوردستان بە هم گرە خوردە است.
و خطاب من به اتحادیهٔ امریکا، اسرائیل، اروپا، سازمان ملل، و قدرتهای مؤثر بینالمللی:
ما خواهان اقدامات روشن و قابل سنجش هستیم—نه بیانیههای کلی و فراموششدنی:
- محکومیت صریح هرگونه حمله به غیرنظامیان و هرگونه سیاست محاصرهٔ خدمات حیاتی، و فشار عملی برای بازگشایی فوری آب، برق و ارتباطات.
- حمایت از مسیر سیاسیای که حقوق کوردها و همهٔ جوامع سوریه را تضمین کند؛ نه «ادغامِ بدون ضمانت» و نه بازتولید یک دیکتاتوری با نامی تازه.
- ایجاد سازوکارهای مستقل برای تحقیق، پاسخگویی و جلوگیری از مصونیت در قبال جنایات علیه غیرنظامیان؛ تا چرخهٔ تکرار خشونت پایان یابد.
- به رسمیت شناختن این واقعیت که ثبات پایدار، بدون شراکت واقعی ملتها ممکن نیست؛ هر طرحی که حقوق را به نماد تقلیل دهد، بحران را فقط به تعویق میاندازد.
ملت کورد، مردم آزادهٔ جهان،
روژاوا امروز آزمون وجدان جهانی است؛ اما پیش از آن، آزمون ارادهٔ خودِ ماست. اگر روژاوا سقوط کند، تنها یک منطقه سقوط نمیکند—یک امید تاریخی سقوط میکند. و اگر روژاوا بایستد، فقط کوردها پیروز نمیشوند—انسانیت و امنیت جمعی پیروز میشود.
پس با هم بگوییم:
روژاوا تنها نیست. کوردستان تنها نیست.
اکنون وقت عمل است—با صدای بلند، با اتحاد، با اقدام قانونی و سازمانیافته، و با پشتیبانی انسانی و سیاسی.


