روز پنجشنبه ۲۲ ژانویه، کنفرانس بینالمللی «حق تعیین سرنوشت و استقلال ملتها: کوردستان، بلوچستان، الاحواز» با حضور چهرههای سیاسی و پارلمانی، کارشناسان دیپلماسی و میانجیگری، کنشگران رسانهای و نمایندگان جنبشها و احزاب این سه ملت برگزار شد. این کنفرانس از سوی جنبش عمومی «فری نیشن» اوکراین برگزار گردید و سخنرانان به شرح زیر بودند:
مجریان برنامه: بوگدان وارثوف و دکتر عبدالوهاب درویش
سخنرانان: الخان نورییف، فعال سیاسی؛ دکتر رولان رابرتس، رئیس «مرکز دیپلماسی آمریکا» و عضو هیئتمدیره فری نیشن؛ یوری کاملچوک، نماینده پارلمان اوکراین و عضو هیئت اوکراین در مجمع پارلمانی شورای اروپا (PACE)؛ گری مکگیل، کنشگر و اینفلوئنسر شبکههای اجتماعی از بریتانیا؛ عارف کعبی، مسئول دفتر اجرایی دولت الاحواز؛ محیم سرخوش، دبیرکل حزب همبستگی ملی بلوچستان؛ فیض ام. بلوچ، نماینده جنبش فری بلوچستان؛ آشتیاکو پورکریم، رهبر جنبش استقلالطلبان کوردستان؛ عبدالله بلوچ، رهبر جنبش ملی بلوچستان؛ صلاح سلطانپناه، عضو رهبری حزب استقلال کوردستان.
سخنرانان و برگزارکنندگان کنفرانس اعلام کردند که هدف اصلی این کنفرانس، انتقال بحث از سطح توصیف بحران و ارائه تحلیلهای کلی به سطح اقدام عملی و سیاستگذاری قابل پیگیری است؛ اقدامی که بتواند در مسیر حمایت سیاسی، حقوقی، رسانهای و سازمانی از حق تعیین سرنوشت ملتهای تحت سلطه، چارچوبی مشترک و شبکهای بینالمللی ایجاد کند.
کنفرانس بینالمللی «حق تعیین سرنوشت و استقلال ملتها» با محوریت کوردستان، بلوچستان و الاحواز، از سوی جنبش عمومی «فری نیشن» اوکراین به رهبری پاولو یانتسن، رئیس انجمن عمومی «فری نیشن»، برگزار شد و مدیریت و اجرای نشست را بوگدان وارثوف بهعنوان نماینده «خانه آزادی» و شاخه بینالمللی فری نیشن، و نیز عضو هیئتمدیره انجمن عمومی «فری نیشن» دکتر عبدالوهاب درویش بر عهده داشتند. بوگدان در آغاز نشست ضمن خوشآمدگویی، حق تعیین سرنوشت را «حق بنیادین انسانی» توصیف کرد و تأکید داشت که در قرن بیستویکم نمیتوان وضعیت ملتهایی را پذیرفت که بر پایه هویت قومی، فرهنگی یا ملی از حقوق خود محروم شدهاند. از نگاه او، این کنفرانس باید شکاف میان مبارزات ملتهای تحت سرکوب و فضای تصمیمگیری جهانی را کاهش دهد؛ یعنی صدای ملتها را از سطح مقاومت و اعتراض به سطح سیاست و دیپلماسی منتقل کند.
بوگدان همچنین با اشاره به شرایط جنگ در اروپا و تجربه اوکراین، بر پیوند میان امنیت اروپا و تحولات خاورمیانه تأکید کرد و از نقش جمهوری اسلامی ایران در بیثباتسازی منطقه و حمایت از ماشین جنگی روسیه سخن گفت. از منظر برگزارکنندگان، مسئله صرفاً یک بحران داخلی در جغرافیای ایران نیست؛ بلکه پدیدهای است که با شبکههای منطقهای، صدور بحران و پیامدهای امنیتی فرامرزی درهمتنیده است. در همین چارچوب، یکی از پیامهای برجسته افتتاحیه، تأکید بر «وحدت و همافزایی» میان ملتهای تحت سلطه و ایجاد ساختارهای نمایندگی سیاسی برای گفتوگو با جهان بود.
پس از افتتاحیه، بوگدان با همان سبک رسمی و کوتاهِ مجریگری، سخنرانان را معرفی کرد و تریبون را مرحلهبهمرحله به آنان سپرد؛ روشی که در طول نشست به ایجاد نظم، تمرکز و ریتم رسانهای کمک کرد و این کنفرانس را از یک جلسه صرفاً گفتاری به رویدادی قابل بازپخش و قابل گزارش برای رسانهها نزدیک ساخت.
نخستین سخنران، الخان نورییف، فعال سیاسی، بر ضرورت شناخت دقیق «وضعیت واقعی» در ایران تأکید کرد؛ وضعیتی که بهگفته او با سانسور شدید، فضای بسته و دشواری دسترسی به اطلاعات مستقل همراه است. او گفت رژیم ایران نهتنها به سرکوب داخلی بسنده نمیکند، بلکه بهعنوان یک بازیگر تهاجمی در منطقه عمل میکند و از بحرانها و جنگها تغذیه میکند. از نگاه او، گام نخست برای هر کنش بینالمللی مؤثر، تقویت مسیرهای اطلاعرسانی و رساندن واقعیتهای میدانی به افکار عمومی جهان است؛ زیرا در نبود روایت دقیق و مستند، تصمیمگیران بینالمللی یا دچار خطای محاسبه میشوند یا به چارچوبهای سطحی بسنده میکنند.
در ادامه، دکتر رولان رابرتس، رئیس «مرکز دیپلماسی آمریکا» و عضو هیئتمدیره فری نیشن، سخنرانیای با محور «آزادی همراه با مسئولیت» ارائه کرد. او با رویکردی مفهومی و در عین حال کاربردی تأکید داشت که آزادی صرفاً یک شعار یا یک لحظه پیروزی نیست؛ بلکه آغاز دورهای دشوارتر است: دوره نهادسازی، پاسخگویی و حکمرانی. او هشدار داد که تاریخ معاصر بارها نشان داده است ملتهایی که از استبداد عبور میکنند، اگر برای روز بعد برنامه نداشته باشند، ممکن است وارد چرخههای جدیدی از بحران، بیثباتی یا بازتولید اقتدارگرایی شوند. از دید رابرتس، معیار واقعی آزادی این نیست که مردم چه چیزهایی میتوانند انجام دهند؛ بلکه این است که حکومتها چه چیزهایی را اجازه نمیدهند گفته یا نقد شود. او در این سخنرانی، نهادسازی، اخلاق سیاسی، خودحکمرانی و «دولتمردی» را بهعنوان عناصر تعیینکننده برای عبور موفق از دوران گذار برجسته کرد.
پس از آن، یوری کاملچوک، نماینده پارلمان اوکراین و عضو هیئت اوکراین در مجمع پارلمانی شورای اروپا (PACE)، سخن گفت و تلاش کرد بحث حق تعیین سرنوشت را به زبان حقوق و سازوکارهای پارلمانی و بینالمللی نزدیکتر کند. محور اصلی سخنان او «ضرورت مستندسازی دقیق و مبتنی بر شواهد» بود. او تأکید کرد که تصمیمهای عملی در سطح بینالمللی—از محکومیتهای رسمی گرفته تا تحریمهای هدفمند و پیگیریهای حقوقی—زمانی امکانپذیرتر میشود که پروندهها با دادهها، اسناد، شهادتها و شواهد روشن تکمیل شوند. از دید او، هیچ جامعهای با اتکا به خشونت، تبعیض و خاموشسازی پایدار نمیماند و احترام به تنوع فرهنگی و زبانی نه تهدید، بلکه بنیان صلح پایدار است. حضور یک نماینده پارلمان اوکراین و اشاره به ظرفیت PACE، برای برگزارکنندگان پیام مهمی داشت: این نشست میخواهد از سطح همدردی و کلیگویی عبور کند و زبان سیاست عملی را به کار گیرد.
در بخش رسانهای و افکار عمومی، گری مکگیل، کنشگر و اینفلوئنسر شبکههای اجتماعی از بریتانیا، با تمرکز بر نقش رسانهها و حساسیت افکار عمومی غرب، وضعیت ایران را نگرانکننده توصیف کرد و گفت آنچه رخ میدهد با آزادیهای بنیادین و قرارداد اجتماعی سازگار نیست. او بر راهحلهای مسالمتآمیز، حفظ کرامت انسانی و ضرورت توجه دائمی رسانهها به وضعیت ملتهای تحت سرکوب تأکید داشت. این بخش از کنفرانس نشان داد که برگزارکنندگان، میدان رسانه و شبکههای اجتماعی را بخشی از زیرساخت سیاستگذاری میدانند؛ به این معنا که اگر روایت درست شکل نگیرد، سیاست نیز به نتیجه نخواهد رسید.
در ادامه، بخش الاحواز با سخنرانی عارف کعبی، مسئول دفتر اجرایی دولت الاحواز، پیگیری شد. او بر حق مردم عرب احواز برای حفظ هویت و فرهنگ، تحقق عدالت و دسترسی برابر به منابع سرزمینشان تأکید کرد و گفت بدون حمایت و توجه بینالمللی، مسیر دستیابی به حقوق مشروع با هزینههای سنگین انسانی همراه خواهد بود. در این سخنرانی، مفاهیمی چون کرامت، عدالت، هویت و منابع، در قالب یک مطالبه سیاسی مشخص مطرح شد: بهرسمیت شناختن حقوق و پایان ساختارهای تحمیلی.
بخش بلوچستان با چند سخنران پیاپی، یکی از محورهای برجسته کنفرانس بود. محیم سرخوش، دبیرکل حزب همبستگی ملی بلوچستان، با مرور تاریخ سیاسی بلوچستان گفت این سرزمین بهسبب تقسیمات تاریخی و تحمیل مرزها میان چند دولت آسیبپذیر شده و در ایران، سیاستهای مرکزگرا—در دورههای مختلف—به تبعیض ساختاری، توسعهنیافتگی مزمن و فقر گسترده انجامیده است. او تأکید کرد که استخراج منابع از مناطق پیرامونی و تخصیص ناعادلانه سرمایه و خدمات عمومی، ریشه بخشی از بحرانهاست و امید به اصلاح در چارچوب ساختار موجود بهشدت کاهش یافته است. از نگاه او، حق تعیین سرنوشت نه یک شعار احساسی، بلکه پاسخی به یک بنبست تاریخی است.
پس از او، فیض ام. بلوچ، نماینده جنبش فری بلوچستان، بر جنبه انسانی و اجتماعی سرکوب تمرکز کرد: اعدامها، فشارهای امنیتی، محرومیت و تداوم سیاستهای خشونتمحور. او گفت با وجود این فشارها، اراده ملت بلوچ شکسته نشده و مقاومت اجتماعی ادامه دارد. پیام محوری او بر «همبستگی ملتهای تحت ستم» استوار بود و بر این ایده تأکید میکرد که پیروزی بدون شبکهسازی و همصدایی جنبشهای مختلف دشوار خواهد بود.
سخنرانی اصلی کنفرانس توسط آشتیاکو پورکریم، رهبر جنبش استقلالطلبان کوردستان، ارائه شد. او سخن را با همبستگی با مردم اوکراین آغاز کرد و تجربه اوکراین را شاهدی دانست بر اینکه صلح پایدار بر اشغال بنا نمیشود. او گفت: اجازه دهید سخن را با همبستگی روشن و صریح با مردم اوکراین آغاز کنم. اوکراین امروز در خط مقدم دفاع از آزادی، دموکراسی و حاکمیت ملی در اروپا ایستاده است. تجربه اوکراین به جهان یادآوری میکند که صلح پایدار بر پایه اشغال بنا نمیشود؛ دموکراسی پایدار نمیتواند بر زور و سلطه استوار بماند؛ و امنیت واقعی محصول معامله با اشغالگران نیست، بلکه نتیجه پایان اشغال، احترام به حقوق بینالملل و تضمین حق ملتها برای تعیین سرنوشت خویش است.
پورکریم سپس بر مفهوم «معیار واحد» تأکید کرد و گفت اگر اشغال در اروپا محکوم است، باید در همه مناطق جهان با همان معیار محکوم شود؛ معیارهای دوگانه هم عدالت را تضعیف میکند و هم بحرانهای تازه میسازد. او بحران ایران را نه صرفاً مسئله تغییر دولت، بلکه مسئله یک ساختار سلطه مرکزگرا و امنیتمحور دانست که از طریق نظامیسازی، تبعیض، انکار هویتها و محرومیت اقتصادی سیستماتیک بازتولید میشود. از نگاه او، تا زمانی که این ساختار پابرجاست، گذار واقعی و صلح پایدار ممکن نخواهد بود.
پورکریم در بخش کلیدی سخنرانی خود، «حق تعیین سرنوشت» را مرز میان حاکمیت مشروع و سلطه نامشروع توصیف کرد و گفت این حق، راهحل حقوقی و عملی برای پایان دادن به چرخه خشونت است. او سپس با صراحت از جامعه بینالمللی درخواست حمایت عملی کرد و گفت ملتهای تحت سرکوب به همدردی نمادین نیاز ندارند، بلکه به پشتیبانی رسانهای، سیاسی و مالی شفاف، حمایتهای دفاعی حمایتی در چارچوب حقوق بینالملل برای حفاظت از غیرنظامیان، و پشتیبانی لوجستیکی—از جمله ارتباطات امن، ظرفیت مستندسازی و امکانات امدادرسانی—نیاز دارند. او تأکید کرد که هدف این درخواستها تشدید بحران نیست، بلکه توقف چرخه خشونت و جایگزینکردن سیاست به جای سرکوب است.
رهبر جنبش استقلالطلبان کوردستان در ادامه گفت: آنچه امروز در بسیاری از تحلیلها نادیده گرفته میشود، دقیقاً همین نقطه کلیدی است: بحران را نباید صرفاً به «تغییر رژیم» تقلیل داد. مسئله فقط وجود یک حکومت اقتدارگرا در تهران نیست. مسئله، یک ساختار مرکزگرا و امنیتمحور است که دهههاست بر سرزمینهای تاریخی ملتهای غیرفارس—از جمله کوردها، بلوچها و عربهای احوازی—تحمیل شده و از طریق سازوکارهای روشن بازتولید میشود؛ سازوکارهایی مانند نظامیسازی زندگی روزمره، کنترل امنیتی مطالبات مدنی و ملی، محرومیت اقتصادی سیستماتیک، تبعیض اداری و حقوقی، و انکار فرهنگی و هویتی.
در پایان، آشتیاکو پورکریم بهعنوان رهبر جنبش استقلالطلبان کوردستان گفت: ما امروز از جامعه بینالمللی نه ترحم میخواهیم و نه وعدههای کلی؛ ما اصول میخواهیم و اقدامات مشخص. بیایید این کنفرانس را به نقطه آغاز یک مسیر معتبر تبدیل کنیم: مسیری که اشغال را نام میبرد، انکار را پایان میدهد و راه صلح را از مسیر حق تعیین سرنوشت هموار میکند.
سپس عبدالله بلوچ، رهبر جنبش ملی بلوچستان، در سخنانی که بر «هویت مستقل بلوچ» تأکید داشت، گفت تا زمانی که وضعیت سلطه و اشغال پایان نیابد، تصمیمگیری آزاد ممکن نیست. او خواستار دیدهشدن مسئله بلوچستان در سطح بینالمللی شد و بر ضرورت شناسایی وضعیت سرکوب ساختاری و حمایت سیاسی و اخلاقی از مبارزه مشروع تأکید کرد. این بخش، بهنوعی مکمل رویکرد حقوقی یوری کاملچوک بود: تأکید بر اینکه اگر جهان به دنبال اقدام است، باید مسئله را به زبان حقوق و شناسایی سیاسی نزدیک کند.
در محور کوردستان، صلاح سلطانپناه، عضو رهبری حزب استقلال کوردستان، تأکید کرد که مسئله ایران صرفاً داخلی نیست؛ زیرا سیاستهای سرکوبگرانه و مرکزگرا نهتنها حقوق ملتهای تحت سلطه را نقض میکند، بلکه ناامنی را به بیرون صادر میکند و زمینه بحرانهای منطقهای را گسترش میدهد. از نظر او، راهحل پایدار نه بازتولید الگوهای قدیمی با نامهای جدید، بلکه پایان مرکزگرایی تحمیلی و بهرسمیت شناختن حاکمیت ملتهاست. سلطانپناه گفت: رژیم ایران هزاران کیلومتر آنسوتر از مرزهایش نیز دخالت میکند و ترور و تروریسم را گسترش میدهد؛ همانگونه که اکنون پهپادهای ایرانی در خدمت روسیه برای حمله به اوکراین قرار گرفتهاند. ایران دشمن مشترک ما کوردها و شما اوکراینیهاست.
در جمعبندی کلی کنفرانس، مجموعه سخنرانیها چند پیام مشترک را برجسته کرد: نخست، تغییر صورتمسئله از «بحران داخلی» و «تغییر رژیم» به «ساختار سلطه و انکار حقوق ملتها». دوم، تأکید بر معیار واحد حقوقی و اخلاقی در محکومیت اشغال، سرکوب و تبعیض. سوم، عبور از شعار به سازوکار: مستندسازی، شبکهسازی، پیگیری در نهادهای پارلمانی و حقوق بشری، و تقویت ابزارهای رسانهای برای شکستن سانسور. چهارم، پیوند میان امنیت منطقهای و امنیت اروپا؛ به این معنا که مهار شبکههای بیثباتساز و حمایت از حقوق ملتها نهتنها یک وظیفه اخلاقی، بلکه یک ضرورت امنیتی نیز هست.
برگزارکنندگان اعلام کردند این کنفرانس باید به خروجیهای قابل پیگیری منجر شود: شکلگیری پیام مشترک، تهیه بستههای سیاستی برای پارلمانها و نهادهای بینالمللی، و ایجاد شبکه ارتباطی میان فعالان، حقوقدانان، رسانهها و نمایندگان سیاسی برای استمرار پیگیریها. بهگفته آنان، نشست حاضر گام نخست است و مسیر اصلی در ادامه از طریق سازوکارهای عملی—از جمله ارتباطات رسمی، مستندسازی منظم، تقویت پوشش رسانهای و تشکیل تیمهای پیگیری—تداوم خواهد یافت.
در نهایت، این کنفرانس با تأکید بر این گزاره به پایان رسید که صلح پایدار روی خاک اشغالشده ساخته نمیشود، دموکراسی بر انکار حقوق ملتها بنا نمیگردد و ثبات بدون عدالت و بدون حق تعیین سرنوشت، تنها تأخیری در بحران بعدی است. پیام کنفرانس، دعوت به مسیری معتبر و قابل اجرا بود: مسیری که مسئله را دقیق نامگذاری میکند، حقوق ملتها را به رسمیت میشناسد و حمایت بینالمللی را از سطح اعلام همدلی به سطح اقدام عملی و پاسخگو ارتقا میدهد.



