پس از اتحاد دو حزب کوردی با نام «حزب استقلال کوردستان».. دبیرکل حزب: این اتحاد پاسخی مستقیم و آگاهانه به مرحلۀ جدید خاورمیانه است
در زمانی که منطقۀ خاورمیانه شاهد تحولات شتابان و تنشهای فزاینده در سایۀ درگیریهای منطقهای و کشاکشهای بینالمللی است، در کوردستان تحت اشغال ایران رویدادی سیاسی و قابل توجه رخ داده است؛ رویدادی که در قالب اتحاد دو حزب کوردی، یعنی «جنبش استقلال طلبان کوردستان» و «حزب استقلال کوردستان» در چارچوبی سیاسی واحد با نام «حزب استقلال کوردستان» تجلی یافته؛ اتحادی که بهطور رسمی در ۱۱ مارس ۲۰۲۶ اعلام شد.
RûpelNews – این ادغام در مرحلۀ حساسی صورت میگیرد که منطقه از آن عبور میکند؛ مرحلهای که در آن محاسبات منطقهای و بینالمللی در هم تنیده شده و سایۀ خود را بر صحنۀ سیاسی عراق و اقلیم کوردستان به یکسان افکندهاند.
در دل این شرایط پیچیده، حزب جدید، آشتیاکو بورکریم را به عنوان دبیرکل خود برگزید؛ اقدامی که با هدف یکپارچهسازی صفوف و تقویت حضور سیاسی جنبش کوردی صورت گرفت.
در همین چارچوب، پایگاه خبری Rûpel News این گفتوگوی مطبوعاتی را با دبیرکل حزب جدید انجام داده است تا درباره انگیزههای این اتحاد، اهداف آن، و چشمانداز حزب نسبت به آیندۀ اقلیم کوردستان در سایۀ چالشهای کنونی منطقه گفتوگو کند.
ـ به مناسبت انتخاب شما به عنوان دبیرکل حزب جدید، ارزیابیتان از این گام چیست و پیام شما چیست؟
من انتخاب خود به عنوان دبیرکل حزب استقلال کوردستان را چیزی فراتر از یک جایگاه شخصی میدانم؛ بلکه آن را مسئولیتی ملی و سیاسی میبینم. ما در مرحلۀ بسیار حساسی از تاریخ کوردستان، بهویژه شرق کوردستان، قرار داریم و نیز در لحظهای سرنوشتساز از تحولات خاورمیانه هستیم؛ مرحلهای که دیگر در آن نمیتوان با پراکندگی، چندصدایی فرساینده و ضعف تشکیلاتی، به استقبال آینده رفت. از این رو، این مسئولیت برای من، پیش از هر چیز، به معنای تعهد به وحدت، نهادسازی، انضباط سیاسی و تقویت گفتمان استقلالطلبانه است.
ما بر این باوریم که ملت کورد، همچون هر ملت دیگری، از حق طبیعی، تاریخی و مشروع خود برای تعیین سرنوشت برخوردار است. از این منظر، استقلال برای ما صرفاً یک شعار عاطفی یا مقطعی نیست، بلکه افقی راهبردی، پروژهای ملی و پاسخی به یک ضرورت تاریخی است. بر همین اساس، باید به انتخاب دبیرکل جدید در چارچوب حزب متحد، به عنوان بخشی از مرحلهای تازه نگریست؛ مرحلهای که در آن میکوشیم مبارزه و تلاش ملی را از وضعیت پراکندگی و محدودیت، به سطحی بالاتر از کار سازمانیافته، مؤثر، مسئولانه و دوراندیشانه ارتقا دهیم.
ما معتقدیم که خاورمیانه وارد مرحلۀ تحولات عمیق، شتابان و سرنوشتسازی شده است؛ تحولاتی که به دگرگونیهای اساسی در توازن قوا، در ساختار نظام منطقهای، و در نهایت در نقشۀ سیاسی خاورمیانه منجر خواهد شد.
از نگاه ما، منطقه در آستانۀ نوعی بازطراحی و بازتعریف دوباره قرار گرفته است؛ بازتعریفی که برخلاف گذشته، میتواند بیش از پیش به سود ملتهای تحت اشغال، ملتهای محروم از حق تعیین سرنوشت، و ملتهایی که دههها قربانی تقسیم، سرکوب و انکار بودهاند، پیش برود.
در چنین شرایطی، طبیعی است که ملت کورد و نیروهای استقلالطلب آن، با آمادگی بیشتر، انسجام بالاتر و افق روشنتر وارد این مرحله شوند.
همچنین این انتخاب، برای من و برای حزب، حامل این پیام است که در این مرحله باید منافع عالی ملت کورد را بر هرگونه ملاحظات حزبی، فردی یا مقطعی و تنگنظرانه مقدم داشت. ما میخواهیم حزبی بسازیم که تنها یک چارچوب تشکیلاتی نباشد، بلکه صدایی روشن برای ارادۀ ملی، و ابزاری واقعی برای دفاع از حقوق ملت کورد و پیشبرد پروژۀ استقلال باشد.
ـ ایدۀ و طرح ادغام و اتحاد این دو جریان از چه زمانی آغاز شد؟
ایدۀ نزدیک شدن و سپس اتحاد این دو جریان، تصمیمی ناگهانی، احساسی یا مقطعی نبود. بلکه این مسیر، حاصل روندی جدی، مسئولانه و هدفمند از گفتوگوهای سیاسی و تشکیلاتی بود که طی ماههای گذشته میان دو طرف شکل گرفت. این گفتوگوها بر پایۀ درک مشترک از حساسیت اوضاع شرق کوردستان، شتاب تحولات منطقه، و ضرورت پاسخگویی مسئولانه به خواستههای ملت و نیروهای استقلالطلب انجام شد.
در واقع، هر دو طرف به این باور رسیدند که ادامۀ فعالیت در قالبهای جداگانه، دیگر در این مرحله پاسخگوی نیازهای مبارزۀ ملی و استقلالطلبانه نیست. شرایط جدید منطقه، سرعت تحولات ژئوپلیتیکی، و نشانههای آشکار تغییر در توازن قوا، به ما نشان داد که مرحلۀ پیش رو، دیگر مرحلۀ نیروهای پراکنده و جدا از هم نیست، بلکه مرحلۀ بازیگران سازمانیافته، هدفمند و دارای ارادۀ مشترک است. از اینرو، سلسلهای از نشستها، تفاهمها، تبادل نظرها و گفتوگوهای سیاسی و تشکیلاتی آغاز شد که در نهایت به توافقی راهبردی و کامل دربارۀ نحوۀ ادارۀ ساختار مشترک، اصول خط سیاسی، برنامه، اساسنامه، و ساختار رهبری جدید انجامید.
این روند در ماههای پایانی سال ۲۰۲۵ به مرحلۀ نهایی و عملی خود رسید و پس از تکمیل گامهای لازم، بهطور رسمی در ۱۱ مارس/آذار ۲۰۲۶ اعلام شد. بنابراین، اتحادی که امروز شکل گرفته، توافقی سطحی نیست، بلکه ثمرۀ مسیری پخته و سنجیده است که بر بنیاد درک مشترک از ضرورت تاریخی وحدت نیروهای استقلالطلب شکل گرفته است.
ما این اتحاد را در متن همین تحولات میبینیم. از دیدگاه ما، خاورمیانه در حال گذار از یک دورۀ قدیم به دورۀ جدیدی است؛ دورهای که در آن بسیاری از خطوط، نقشها، معادلات، و حتی مرزهای سیاسی و ژئوپلیتیکی، دیگر مانند گذشته ثابت نخواهند ماند. به همین دلیل، اتحاد نیروهای استقلالطلب یک انتخاب عادی نیست، بلکه ضرورتی تاریخی برای حضوری فعال و مؤثر در مرحلۀ پیش رو است.
ـ اهداف اصلی این اتحاد و یکپارچگی میان دو جریان چیست؟
اهداف این اتحاد صرفاً تشکیلاتی یا اداری نیست، بلکه ابعاد ملی، سیاسی، راهبردی و تاریخی دارد. مهمترین هدف آن، یکپارچهسازی صفوف استقلالطلبان در شرق کوردستان در چارچوب یک حزب واحد و منسجم است؛ حزبی که بتواند با وضوح بیشتر، توان بالاتر و وزن سیاسی افزونتر، از حق ملت کورد در تعیین سرنوشت و حاکمیت سیاسی خود دفاع کند.
از اهداف اساسی دیگر این اتحاد، تقویت گفتمان استقلالطلبانه است. ما بر این باوریم که این گفتمان باید در شرایط کنونی از وضعیت پراکندگی و محدودیتهای تنگ بیرون بیاید و به جریانی سیاسی، قدرتمند، برنامهمند و برخوردار از توان تشکیلاتی بالاتر تبدیل شود. اتحاد این دو جریان دقیقاً در همین مسیر صورت گرفت: تا پروژۀ استقلال از سطح شعار و پراکندگی، به سطح کار نهادی، برنامهریزیشده و مؤثر ارتقا یابد.
هدف دیگر این اتحاد، افزایش توان تشکیلاتی و سیاسی است. روشن است که هیچ جریان استقلالطلبی بهتنهایی نمیتواند بار تاریخی این مرحله را بهگونهای مطلوب بر دوش بکشد. از همین رو، تمرکز تلاشها، گردآوری تجربهها، بهرهگیری بهتر از ظرفیتهای انسانی و سیاسی، و تشکیل رهبری و ساختار مشترک، همگی بخشی از اهداف این اتحاد بودهاند.
از سوی دیگر، این اتحاد با هدف گسترش ارتباط با مردم، نخبگان، فعالان سیاسی و مدنی، زنان، جوانان، و همۀ اقشار جامعۀ کوردستانی شکل گرفته است. ما میخواهیم حزب متحد، بازتابدهندۀ ارادۀ ملی باشد و در عین حال چارچوبی فراگیر برای همۀ ظرفیتهایی باشد که به استقلال کوردستان باور دارند.
همچنین، از منظر راهبردی، این اتحاد تلاشی برای افزایش وزن سیاسی جریان استقلالطلب در معادلات آیندۀ شرق کوردستان و منطقه است. ما وارد مرحلهای شدهایم که در آن تحولات ژئوپلیتیکی و بازآرایی توازن قوا در خاورمیانه، فرصتها و چالشهای تازهای پدید میآورند. از دید ما، این تحولات در نهایت به تغییرات اساسی در نقشۀ سیاسی خاورمیانه و بازتعریف جایگاه ملتها و بازیگران منطقه خواهد انجامید. ما معتقدیم که این مسیر، بیش از هر چیز، به سود ملتهایی پیش خواهد رفت که بر سرزمینهای اشغالشده زندگی میکنند، ملتهایی که زیر ستماند، و ملتهایی که دههها از حق حاکمیت سیاسی محروم بودهاند. در چنین شرایطی، هرچه صفوف استقلالطلبان منسجمتر، متحدتر و از نظر سیاسی پختهتر باشد، توان آنان برای اثرگذاری بر مسیرهای آینده بیشتر خواهد شد.
ـ به نظر شما مهمترین جنبۀ مثبت این اتحاد چیست؟
مهمترین جنبۀ مثبت این اتحاد آن است که نشان میدهد نیروهای استقلالطلب، با وجود اختلافهایی که ممکن است میانشان باشد، قادرند بر پایۀ گفتوگو، تفاهم، مسئولیتپذیری و درک منافع عالی ملت، به وحدت برسند. این پیام، از نظر سیاسی و ملی، اهمیت بسیار زیادی دارد؛ زیرا به جامعه و افکار عمومی میگوید که منافع ملت کورد میتواند و باید بالاتر از هر منفعت حزبی یا فردیِ محدود قرار گیرد.
نکتۀ مثبت دوم، ورود گفتمان استقلالطلبانه به مرحلهای تازه از بلوغ سیاسی و تشکیلاتی است. این اتحاد نشان میدهد که استقلالخواهی در شرق کوردستان صرفاً یک احساس یا اعتراض نیست، بلکه میتواند خود را در قالب حزب، برنامه، اساسنامه، ساختار رهبری، و کار سازمانیافته و مشترک، بهعنوان یک جریان سیاسی جدی و مسئول معرفی کند.
از زاویۀ دیگر، این اتحاد به ملت کوردستان امید میدهد که خواست تاریخی آن برای نزدیکی، همگرایی و وحدت نیروهای استقلالطلب، میتواند به واقعیت تبدیل شود. ملت ما سالها از پراکندگی نیروها رنج برده و هزینۀ سنگینی برای آن پرداخته است. از این رو، هر گامی که در جهت وحدت صدا، همافزایی صفوف و تمرکز انرژی ملی برداشته شود، به خودی خود دستاوردی مثبت و مایۀ امید است.
اما در کنار همۀ اینها، مهمترین بُعد مثبت این اتحاد آن است که این همگرایی، پاسخی مستقیم و آگاهانه به مرحلۀ جدید خاورمیانه است. هنگامی که منطقه در آستانۀ یک بازآرایی بزرگ قرار دارد، و وقتی بسیاری از معادلات قدیم در حال فروپاشیاند، و ملتهای تحت اشغال و انکار بیش از گذشته قادر میشوند جایگاه خود را در معادلات آینده مطالبه کنند، آنگاه اتحاد دیگر فقط یک تصمیم خوب نیست، بلکه به یک ضرورت تاریخی تبدیل میشود. ما باور داریم هرچه نیروهای استقلالطلب سریعتر، عمیقتر و مسئولانهتر به سمت وحدت حرکت کنند، آمادگی بیشتری برای بهرهگیری از فرصتهای تاریخی پیشرو خواهند داشت.
همچنین این اتحاد توان آن را دارد که مشروعیت سیاسی، اعتماد عمومی، و ظرفیت دیپلماتیک و رسانهای جریان استقلالطلب را تقویت کند. زیرا هرگاه جریانی با ساختاری روشن، برنامۀ مشخص و رهبری مشترک ظاهر شود، بهطور طبیعی با وزن و اعتبار بیشتری، چه در داخل جامعه و چه در سطح روابط سیاسی و رسانهای، به آن نگریسته میشود.
ـ اگر بخواهید متنی خلاصه یا موضعی رسمی برای نشر ارائه دهید، چه میگویید؟
ما معتقدیم که اتحاد «حزب استقلال کوردستان» و «جنبش استقلالیهای کوردستان» صرفاً یک توافق تشکیلاتی میان دو جریان سیاسی نیست، بلکه پاسخی تاریخی، ملی و مسئولانه به شرایط حساس کنونی در شرق کوردستان و خاورمیانه، و نیز پاسخی به خواست ملت کورد برای نزدیکی و وحدت نیروهای استقلالطلب است.
این اتحاد حاصل روندی جدی از گفتوگو، تفاهم، و دیالوگ سیاسی و تشکیلاتی مسئولانه بوده که در نهایت به توافقی کامل دربارۀ ساختار مشترک، اصول خط سیاسی، برنامه، اساسنامه و رهبری جدید انجامیده است. از خلال این گام، بار دیگر تأکید میکنیم که حق ملت کورد در تعیین سرنوشت، حقی مشروع، تاریخی و سلبناشدنی است، و اینکه مبارزه برای دستیابی به حاکمیت سیاسی ملت کورد و استقلال کوردستان، برای ما افقی راهبردی و وظیفهای ملی است.
ما بر این باوریم که پراکندگی نیروهای استقلالطلب دیگر در این مرحله قادر به پاسخگویی به نیازهای مبارزه نیست، و زمان آن فرا رسیده است که انرژی ملی، ارادۀ سیاسی و توان تشکیلاتی در مسیری مشترک و سازمانیافته متمرکز شود. از اینرو، اتحاد امروز ما تلاشی است برای تقویت گفتمان استقلالطلبانه، افزایش توان تشکیلاتی، بالا بردن وزن سیاسی این جریان، و گشودن مرحلهای تازه از مبارزۀ ملی و سیاسی در شرق کوردستان.
ما همچنین باور داریم که خاورمیانه در آستانۀ تحولات ساختاری عمیقی قرار دارد؛ تحولاتی که به تغییرات موقتی محدود نخواهند ماند، بلکه به دگرگونیهای بنیادی در ساختار قدرت، در نقش بازیگران، و در نهایت در نقشۀ سیاسی منطقه منجر خواهند شد. از دیدگاه ما، منطقه به سوی بازطراحی و ترسیم دوبارۀ خود پیش میرود، و این روند تاریخی میتواند بیش از هر زمان دیگری به سود ملتهایی باشد که بر سرزمینهای اشغالشده زندگی میکنند، ملتهایی که از حق تعیین سرنوشت محروماند، و ملتهایی که سالها از سرکوب، انکار و تقسیم رنج بردهاند. به همین دلیل، اتحاد نیروهای استقلالطلب برای ما صرفاً یک گام سیاسی نیست، بلکه ضرورتی تاریخی، ملی و راهبردی است.
همچنین تأکید میکنیم که این اتحاد حامل پیامی روشن به ملت ما و به همۀ نیروهای سیاسی و مدنی است، و آن اینکه منافع عالی ملی ملت کورد بر هر منفعت حزبی یا فردی مقدم است. ما دست همکاری و گفتوگو را به سوی همۀ نیروها، شخصیتها، زنان، جوانان، فعالان سیاسی و مدنی، روشنفکران، و همۀ باورمندان به استقلال کوردستان دراز میکنیم، و بر این باوریم که این مرحله، بیش از هر زمان دیگری، نیازمند مسئولیتپذیری، شجاعت سیاسی، و حرکت به سوی جبههای استقلالطلبانه، گستردهتر و نیرومندتر است.



