در روزهای اخیر، یک روحانی به نام ملا رامین صالحزاده در یکی از شهرهای شرق کوردستان، از منبر مسجد سخنانی ناشایست درباره ایزدیان بیان کرده است که لازم دانستم به آنها پاسخ داده شود.
این نخستین بار نیست که برخی افراد به نام روحانی و با تفکری تنگنظرانه و واپسگرا، به شیوهای داعشی سخن میگویند. پیشتر نیز روحانی دیگری به نام ملا عبدالحمید فرجی حملهای مشابه علیه یکی از آیینهای مقدس کُردان، یعنی آیین یارسان، انجام داده بود.
سخنان ملا رامین صالحزاده و ملا عبدالحمید فرجی صرفاً یک اختلاف فقهی یا گفتوگویی مذهبی نیست. هنگامی که از منبر مسجد، گروهی از انسانها فقط به سبب باور دینی خود «کافر»، «ناپاک» یا کسانی معرفی میشوند که شایسته برادری نیستند، و سخن تا جایی پیش میرود که زندگی و امنیت آنان در معرض تهدید قرار میگیرد، موضوع دیگر از محدوده باور شخصی یک روحانی فراتر رفته و مستقیماً به مسئله اخلال و به خطر انداختن امنیت اجتماعی، همزیستی و یکپارچگی جامعه کوردستان تبدیل میشود.
هیچکس حق ندارد باور دینی خود را معیار کُرد بودن قرار دهد.
کُرد مسلمان، کُرد یارسان و کُرد ایزدی، پیش از هر تفاوت مذهبی، بخشهای جداییناپذیر ملت کُرد و جغرافیای تاریخی کوردستان هستند.
صدها سال است که پیروان این ادیان و آیینها در شهرها، روستاها و مناطق مختلف کوردستان در کنار یکدیگر زندگی کردهاند؛ زبان، فرهنگ و سرنوشت تاریخی مشترک داشتهاند و در دورههای دشوار، رنجها و مصیبتهای مشترکی را تجربه کردهاند.
یارسان و ایزدی دو مورد از کهنترین، ریشهدارترین و اصیلترین سنتهای دینی برخاسته از درون کوردستاناند؛ آیینهایی کاملاً کُردی که در سرزمین کُردستان پدید آمدهاند. در عین حال، اسلام امروز دین میلیونها کُرد است و بخشی از تاریخ و زندگی جامعه کوردستان به شمار میرود.
هیچ دینی به هیچکس این حق را نمیدهد که پیروان دینی دیگر را از ملت خود خارج بداند.
اگر روزی یک پیر یارسان یا یک میر ایزدی در مجلسی، گردهمایی یا از یک تریبون عمومی اعلام کند که کُرد مسلمان برادر او نیست، یا مسلمانان را ناپاک و دشمن معرفی کند و کشتن آنان را روا بداند، جامعه کوردستان همان حق و همان مسئولیت را دارد که در برابر او بایستد؛ همانگونه که امروز باید در برابر گفتمان نفرتپراکنانه علیه یارسان و ایزدی ایستاد.
معیار روشن است: نفرت و کینه مذهبی، از هر طرفی که باشد، مردود است.
نمیتوان در برابر اهانت به مسلمانان حساس و معترض بود، اما توهین به یارسان و ایزدی را «نظر شخصی» قلمداد کرد. نمیتوان از وحدت ملت کُرد سخن گفت و همزمان اجازه داد افرادی از منبرهای مذهبی تعیین کنند چه کسی کُرد واقعی است، چه کسی برادر است و چه کسی حق زندگی در جامعه را دارد یا ندارد.
منبر مسجد نیز مانند هر تریبون عمومی دیگری مسئولیت دارد.
آزادی اندیشه و عقیده به معنای آزادی تهدید کردن دیگر انسانها نیست. یک روحانی میتواند از منظر باور خود درباره دین و اعتقادات دیگران سخن بگوید، اما میان اختلاف عقیده و اهانت به انسان مرزی بسیار روشن وجود دارد. کسی میتواند بگوید: «من این باور را قبول ندارم»، اما هنگامی که پیروان یک دین را بهطور کلی ناپاک، دشمن یا شایسته نابودی معرفی میکند، سخن او از محدوده بحث دینی خارج شده و وارد چارچوب اشاعه نفرت، دشمنی و ایجاد اختلاف در درون جامعه کُرد میشود.
این نوع گفتمان برای کوردستان و ملت کُرد بسیار خطرناک است.
ملت کُرد سرزمینش اشغال شده، در مرزهای مصنوعی تقسیم شده، با تلاش برای محو هویت، آسیمیلاسیون، پاکسازی قومی و ژینوساید روبهرو بوده، جنگ بر او تحمیل شده، سرکوب شده و زندان، ترور، اعدام و شکنجه را تجربه کرده است. همزمان با این همه، مهاجرت اجباری و اختلافات داخلی نیز بر آن تحمیل شده است.
افزودن دیوارها و تقسیمبندیهای مذهبی تازه میان مردم، به سود جامعه کوردستان نیست. تقسیم مسلمان، یارسان، ایزدی و دیگران به جبهههای متخاصم، دقیقاً همان چیزی است که میتواند انسجام اجتماعی و ملی کُردها را از درون تضعیف کند؛ و این به سود و در راستای منافع اشغالگران است.
یک یارسانی که به سبب توهین مذهبی احساس کند در جنبش و جامعه کُردی جایی ندارد، در حالی که خود را کُردی اصیل و واقعی میداند؛ یا یک ایزدی که پس از این همه کشتار، اسارت و ژینوساید بار دیگر از زبان یک کُرد بشنود که به دلیل دینش «کافر» است و شایسته زندگی نیست، چگونه میتواند در برابر یک کُرد مسلمان احساس امنیت و برادری کند؟
این مسئله با سکوت حل نمیشود.
نیروها و احزاب سیاسی، روشنفکران، نویسندگان، استادان دانشگاه، عالمان دینی و نهادهای مدنی کوردستان باید موضعی روشن و قاطع داشته باشند: هیچکس، با هر لباس، عنوان یا جایگاه مذهبی، حق ندارد میان بخشهای مختلف ملت کُرد بر اساس دین دیوار، اختلاف و دوگانگی ایجاد کند.
سکوت در برابر چنین سخنانی شاید به معنای تأیید مستقیم آنها نباشد، اما در عمل میدان را برای تکرارشان باز میگذارد.
در عین حال، پاسخ به چنین گفتمانی نباید به دشمنی با مسلمانان یا اسلام تبدیل شود.
میلیونها کُرد مسلمان هیچ ارتباطی با چنین تفکری ندارند و بسیاری از روحانیون و شهروندان مسلمان نیز نفرت و کینه مذهبی را رد میکنند. واقعیت این است که سخنان یک روحانی تندرو نماینده همه مسلمانان نیست.
اگر کوردستان آینده قرار است مستقل و آزاد باشد، باید برای همه کُردها آزاد باشد؛ نه فقط برای پیروان یک دین یا مذهب خاص. دولت، سیاست و هویت ملی نباید به ابزار تحمیل باور مذهبی تبدیل شوند. مسجد، جمخانه و لالش باید بتوانند در کنار یکدیگر وجود داشته باشند، بدون آنکه پیروان یک دین درباره حق بودن یا نبودن دینی دیگر تصمیم بگیرند.
یارسان و ایزدی مهمان کوردستان نیستند؛ آنان بخشهای اصلی تاریخ، فرهنگ، حافظه و جامعه کوردستان هستند.
نمیتوان تاریخ کوردستان را نوشت و وجود آنان را حذف کرد؛ همانگونه که نمیتوان آینده کوردستان را ساخت و از آنان خواست برای پذیرفته شدن، دین یا هویت خود را پنهان کنند یا به دینی دیگر درآیند.
خواهر و برادری ملی نباید مشروط به باور مذهبی باشد.
یک کُرد مسلمان لازم نیست باورهای یارسان را بپذیرد تا به حقوق یک یارسان احترام بگذارد. یک کُرد یارسان نیز لازم نیست باور اسلامی را بپذیرد تا یک مسلمان کُرد را هموطن و همملت خود بداند. یک کُرد ایزدی نیز برای کُرد بودن خود به اجازه یا تأیید هیچ ملا یا روحانی نیاز ندارد.
ملت با فتوا ساخته نمیشود.
ملت از مردمی تشکیل میشود که تاریخ، سرزمین، زبان، فرهنگ، حافظه و سرنوشت مشترک دارند و انتخاب کردهاند در کنار یکدیگر زندگی کنند.
اگر امروز در برابر تکفیر یارسان و ایزدی سکوت کنیم، فردا همین منطق میتواند علیه مذهب، باور یا گروه دیگری به کار گرفته شود.
تکفیر مرز ثابتی نمیشناسد. وقتی به فردی اجازه داده شود تعیین کند چه کسی «پاک» و چه کسی «ناپاک» است، گام بعدی این خواهد بود که تعیین کند چه کسی حق سخن گفتن، مشارکت اجتماعی و در نهایت حق زندگی دارد.
جامعه کوردستان نباید اجازه دهد این منطق به امری عادی تبدیل شود.
پاسخ ما نیز نباید دشنام، انتقام یا نفرت متقابل باشد. پاسخ درست این است که بر یک اصل روشن بایستیم:
هیچ دینی از نظر حقوق انسانی و قانونی بر دین دیگری برتری ندارد و دین و آیین باید از قدرت، دولت و سیاست جدا باشند.
هر انسانی آزاد است مسلمان، یارسان، ایزدی، بیدین یا پیرو هر باور دیگری باشد. آنچه جامعه سیاسی باید از آن حفاظت کند، برتری یک عقیده نیست؛ بلکه آزادی همه باورها و امنیت همه شهروندان کوردستان است.
کُرد، هر دینی که داشته باشد، کُرد است.
هیچ ملا، پیر، شیخ، میر، حزب یا قدرتی حق ندارد این هویت را از او سلب کند.
کوردستان زمانی میتواند از آزادی سخن بگوید که آزادی از درون خانه خود آغاز شود؛ آزادی مسلمان در کنار یارسان، آزادی یارسان در کنار ایزدی، و امنیت همه آنان در کوردستانی آزاد، مستقل و سکولار.
جامعه کوردستان باید بهروشنی اعلام کند: منبر دینی جای کاشتن بذر اختلاف میان کُردها نیست. یارسان و ایزدی بخشی از ملت کُرد و بخشی از کوردستاناند و تعرض به کرامت و امنیت آنان، تعرض به وحدت و کرامت تمام جامعه کوردستان است.
اگر آیندهای مشترک میخواهیم، آن آینده تنها بر یک اصل میتواند بنا شود:
کوردستان برای همه کُردها؛ بدون برتری مذهبی، بدون تکفیر و بدون نفرت و کینه.
آشتیاکو پورکریم
دبیرکل حزب استقلال کوردستان
۲۲ گلاویژ ۲۷۲۶ کُردی
۱۳ اوت ۲۰۲۶ میلادی



