شهر ارومیه، همواره نمادی از تنوع فرهنگی و همزیستی بوده است؛ شهری که ملت کورد، ترک آذری، آسوری، ارمنی و سایر اقوام سالها در کنار هم با پیوندهای انسانی زیستهاند. اما آنچه در روزهای پایانی سال گذشته و آغاز سال نو در این شهر روی داد، زنگ خطر تازهای از سیاستهای تفرقهافکنانهی جمهوری اسلامی را به صدا درآورد.
در تاریخ بیستوهشتم رشممە”اسفند”، مردم کورد ارومیه با شکوه و متانت، آیین نوروز را برگزار کردند؛ مراسمی که با حضور دهها هزار نفر، در فضای آرام، شادی و احترام، بدون کوچکترین تنش، به نمادی از هویت، فرهنگ و مقاومت ملت کورد تبدیل شد. این آیین ملی و باستانی، بار دیگر نشان داد که مردم کورد ارومیه جزئی جداییناپذیر از پیکرهی کوردستاناند.
اما تنها چند روز بعد، دوم فروردین، ارومیه به صحنهی تجمعی خشن، تهدیدآمیز و بهشدت تحریکشده از سوی جریانهای پانترکیست بدل شد. این گردهمایی با چماقکشی، سر دادن شعارهای نژادپرستانه، تهدید مستقیم ملت کورد و حمل پلاکاردها و تصاویر چهرههای شناختهشدهی کوردستیز، به صراحت خطری آشکار علیه امنیت و همزیستی مردم شهر بود.
این اقدام تحریکآمیز نهتنها با سوءاستفاده از مناسبت مذهبی شهادت امام علی، بلکه با سازماندهی مستقیم نهادهای امنیتی، پشتیبانی چهرههایی چون نادر قاضیپور و برخی روحانیون وابسته به رژیم طراحی شده بود. استفاده از اتوبوس برای انتقال نیرو و مردمان پان تورک از دیگر شهرها به ارومیه، سکوت و یا حتی همراهی نیروهای انتظامی با مهاجمان، و فضای تهدیدآمیز حاکم بر آن روز، همه نشان میدهد که این تجمع، یک پروژهی حکومتی برای ایجاد شکاف عمیقتر میان ملت کورد و ملت ترک بود.
ما در حزب سربستی کوردستان و جنبش استقلالطلبان کوردستان، با شدیدترین لحن ممکن، این رفتارهای سازمانیافته را محکوم کرده و هشدار میدهیم که جمهوری اسلامی در تلاش است تا بار دیگر از تاکتیکهای قدیمی “تفرقە بینداز و حکومت کن” بهره بگیرد؛ همان تاکتیکهایی که در بهار ۱۳۵۸ منجر به فاجعهی جنگ نقده شد و دهها تن از مردم کورد و ترک قربانی آن شدند.
در شرایطی که رژیم ایران در عمیقترین بحرانهای سیاسی، اقتصادی و مشروعیتی تاریخ خود گرفتار است، میکوشد از طریق بحرانآفرینی، بحرانهای داخلیاش را به بیرون فرافکنی کند. تحریکات ملی، قومی، دینی و زبانی از مهمترین ابزارهای او برای بقای خود هستند.
ما در کنار تحلیل این وقایع، لازم میدانیم با صراحت تمام اعلام کنیم که ارومیه، بخشی لاینفک از سرزمین تاریخی و جغرافیایی کوردستان است. هر نگاهی ژرف به جغرافیای طبیعی و انسانی منطقه، بهخوبی نشان میدهد که اطراف این شهر را دهها روستای کوردنشین احاطه کرده و اکثریت جمعیت خود شهر نیز از ملت کورد هستند. علیرغم تلاش دهههای جمهوری اسلامی برای «ترکیزهسازی» استان، این پروژه تاکنون با شکست مواجه شده است و ملت کورد همچنان در این خاک ریشهدار باقیمانده است.
ارومیه، حلقهای از زنجیرهی پیوستهی کوردستان است. از چهارمحال و ایلام و کرماشان تا سنندج و ارومیە و خوی و سلماس و ماکو، و از آنجا تا باکور (کوردستان شمالی) که امروز تحت اشغال دولت ترکیه قرار دارد، این سرزمین واحد، پیوسته و تاریخی است. ملت کورد نه مرزهای استعماری را بهرسمیت میشناسد و نه تحریفهای قومگرایانه را.
در این بیانیه، ما بر این نکته تأکید میورزیم که ملت کورد و ملت ترک، دو هویت مستقل با سرنوشتهایی متفاوت هستند. هر دو ملت سزاوار زندگی آزاد، برابر و فارغ از سلطهاند. اما این حق هیچ ملتی نیست که با تحریک نیروهای افراطی و حمایت حکومتی، موجودیت ملت دیگر را تهدید کند.
ما از تمامی روشنفکران، کنشگران مدنی، احزاب سیاسی، و جامعهی مدنی هردو ملت میخواهیم با احساس مسئولیت تاریخی، علیه توطئههای رژیم و جریانات نژادپرست پانترکیست بایستند. ما همچنین از جوانان کورد میخواهیم با متانت، درایت، و هشیاری، توطئههای آشکار جمهوری اسلامی و پان ترکیسم افراطی را خنثی کنند و اجازه ندهند ارادهی آزادیخواهانهی ملت ما در زمین دشمن بازی داده شود.
همگرایی ملتهای کورد و ترک، اگر بر مبنای احترام متقابل، حق تعیین سرنوشت و شناخت متقابل هویتها باشد، میتواند آیندهای روشن، عادلانه و انسانی را برای هر دو ملت رقم بزند. اما این امر تنها زمانی محقق میشود که رژیم جمهوری اسلامی و ابزارهای افراطی آن، برای همیشه از صحنهی سرنوشت این ملل محصور در جغرافیای جعلی ایران حذف شوند.
کوردستان، از روژهلات، تا باشور و باکور و ڕوژاوا ، از زاگرس تا آرارات، از ایلام تا باکور، یک پیکر زنده و بیدار است؛ سرزمینی که تنها با اتحاد ملت کورد و مقاومت آگاهانه، از چنگال اشغال و تحقیر رهایی خواهد یافت.
حزب سربستی کوردستان
جنبش استقلالطلبان کوردستان
ششم نوروز ٢٧٢٥ کوردی
٢٦ مارس ٢٠٢٥ میلادی